رفيع الدين محمد بن محمد مؤمن الجيلاني

74

الذريعة إلى حافظ الشريعة ( شرح أصول الكافي )

نه از ره خوفِ ضرر عاجل وآجل * كاين توبهء أطفال وعوامست وادا نيست آن آگهى از أهل كمالست ونجابت * زان بر حسب معرفت وقوّت عقلي است گر در گُنهى فهم نشد زشتى ذاتي * اين بس كه خلاف سخن وحكم الهى است دانى كه أجابت چه وتيسير چه باشد * وين مسئلت وخواستن از حضرت حق چيست بودن بسوى خاص ترا خواهش ذاتي * كز فقد شروطش به تو پوشيده ومخفى است چون شرط به فعل آمد وشد وقت بروزش * يأبى كه ترا طبع وجبلّى وغريزيست ناشى زخصوصيت ذات تو واين را * برهان نبود حاجت ووجدان تو كافيست اين خواهش ذاتيست كه در حكم سؤالست * گر جانب خوبيست وگر جانب زشتى است زان نيست رجوعت ابد الدهر وگرهست * در ظاهر حالست ولسانيست ، نه قلبي است رو آيهء « ردّوا » كه « لعادوا » ست جوابش * بر خوان كه درين باب ترا حجّت قطعي است اين خواست نه آنست كه ازراه قوى خواست * آن عاريتى باشد واين امر جبلّى است آن از بدن ، اين يك زخصوصيّت ذاتست * ذات مَلَكى مفترق از ذات بليسى است آن ميكندت غافل ولاهىّ وفريبد * زان چون بخود آيى ز ويت نفرت ذاتيست